X
تبلیغات
رایتل

شطحیات یک رساله نویس

پنج‌شنبه 21 اسفند‌ماه سال 1393

«داد» دارم، جیغ!!،  از دست خودم شاکی ام...

دادت را در بیارن فوقش سر در لاک خود فرو می بری و راحت. ولی وقتی دادت را در آوردی!! کجا و به کی می شه پناه برد!؟

-----------------

دلم برای دخترک چشم و گوش بسته ی معصوم آرام پر جنب و جوش نوجوانی ها تنگ شده. هوس کردم یک روز با او بیدار شوم، عینکش را بزنم، بروم حرم، زیارتنامه بخوانم، ناهار بخورم، کمی بخوابم، سراغ کتابهایم بروم، به سفر فکر کنم، به امکانهای جذابی که قطعن وجود دارند بیاندیشم، احساسهای رامم را بیافرینم و خلاصه صراط مستقیم خود را عاشقانه قدم زنم...کاش میشد تکرار شد، کاش.

نظرات (3)
سلام.
صفا استاد راهنمات چی گفته که دادتو درآورده؟
پاسخ:
خوب نمی خونی دیگه!! من موندم چطوری ارشد ادبیات گرفتی و سرویراستار شدی
حالا مثلا اینا شطحیات بودن؟
پاسخ:
آره مثلن
عزیزم نظر میذاری ادرس وب لاگتم بذار
میدووووونی که لیلی زیاده
مجنون کمه
پاسخ:
چشم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد