... آخر دل شدم

جانی دارم چو زلف لیلی همه تاب

... آخر دل شدم

جانی دارم چو زلف لیلی همه تاب

...

چته !؟ ... 

تاب نداری ... اصلا معلوم هست چیکار میکنی ... تو آلان باید ... زندگی ام پی تری  تو بردار کافیه همین خیابون و تا ته بری ... پیرمرد ژولیده و ترازوی ژولیده ترش و رد کنی ... 

گفته باشم اینطور پیش بره سراز ترکستان در میاری ...! 

 بیا و یک روز به حرف من گوش ده .. خیلی وقته منو نمی بینی... اصلا تحویلم نمی گیری ... بهانه هارو کم کن ...  

دِ ... پاشو دیگه .. تو که باز نشسته ای .. آفرین بچه خوب ... یاعلی  

 

...  تو که اینقدر بی رحم نبودی !! 

مگه نمی دونی رفتن پا میخواد ... نه تو بگو پا نمی خواد !؟

راجرتریک در کتاب دین و عقلانیت خود ؛

«  به روایت رالز از لیبرالیسم می پردازد و ضمن نقد دیدگاه های او چنین نتیجه گیری می کند که مبنای لیبرالیسم در باب وجود اختلاف نظر در جوامع مختلف, عجز انسان از رسیدن به توافق است که این خود مبتنی بر نفی واقع گرایی و تکیه بر نسبی گرایی است. در واقع, راه حلّ لیبرال ها برای حلّ اختلاف نظرها راه حلّی سیاسی است و بر این اساس, آنان میان سیاست و مابعدالطبیعه تفکیک قائل اند که به عقیده تریگ, این تفکیک بسیار تصنّعی است. تریگ بر این باور است که گرایش لیبرال ها می تواند به این جا بینجامد که اولاً, هیچ کس نمی تواند به حق برسد و ثانیاً, میان حق و باطل تمایزی در کار نیست, بنابراین, می توان نتیجه گرفت که لیبرالیسم موضوعات معرفت شناسی را به مسائل سیاسی تحویل برده است.» *

در حاشیه نقد تریک بر لیبرالیسم  

نقد غرب بر خودش یک سرمایه بزرگ میتونه باشه برا بقیه ای که غرب درنظرشون مساوی شده با رشد فکری و عقلانیت و ... و غرب در دیدگاهشون به نوعی مرجعیت پیداکرده ...چسبیدن تام و تمام به فرهنگی که خودش اعتراف به اشتباهاتش میکنه اگه خوب فکر کنیم یه خورده دردناکه

مفهوم نقد غرب برخودش به نظر میرسه ترمیم مدام یک سیستم کلان است درراستای اهدافی که داره , واین یک فرهنگ مترقی است که لازمه گذرزمان و تحولات عصر است .... اگه بناست جایی به غرب نگاه کنیم و ازاو چیزی یا د بگیریم انجا همین مورد است . میتوان با نقد خویش در چهارچوب حفظ اصول و محکمات مدام خود را ترمیم کرد و چهره ای زیبا و قابل دفاع ا زخود به نمایش گذاشت  

 http://www.noormags.com*  

تو خود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل ...

  پرفسور هانس کونگ : 

«گاهی به خود من اعتراض می‏شود که به منابع کافی مراجعه نکرده‏ام و از کتابخانه و منابع زیادی استفاده ننموده‏ام. کتاب زیاد است ولی عمر کم.البته، اگر آدم زیاد به کتاب‏ها سرگرم شود، قدرت خلاقیت و قدرت تفکر پیدا نمی‏کند.امروز مسایل علمی جدیدی پیدا شده است. علوم طبیعی رشد چشمگیری یافته است. یک عالم الهیات لازم است با فیزیک، اخترشناسی، بیولوژی، آشنا شود و برای مثال نظریه «مهبانگ» را بداند. وظیفه عالمان بسیار دشوار شده است. یک تئولوگ باید مثلاً فلسفه کانت را بسیار خوب بداند و با دیگر نظام‏های فلسفی نیز کاملاً آشنا باشد. »

.... موندیم پرفسور هانس کونگ و باورکنیم یا آموزه های چندین واحد روش تحقیقی که خوندیم ... صدای استاد هنوزم تو گوشمه « الفحص حتی الیاس » ....... 

درد ٬‌ درد روش است ... روش شناسی علوم انسانی ... روش شناسی علم دینی .. روش شناسی مطالعات میان رشته ای ...  

سیستمی که پا به پای تو بخواد راه بنمایانه .... از فاز تئوری بیاد تو فاز عمل ... من که ندیدم . ... انگار این آزمون و خطا بنا نداره دست ازسرمون برداره .....

       

....

امشب میخواستم از طه و امیرحسین و ... بگم

از لذت  خاله بودن ...  

ازصندوق ذخیره عاطفی خواهر زاده ها ...  

از دارائیهایی که نظام بانکی جدید به رسمیت نمیشناسدشون... 

از لذتی که کم کم داره در بزاق نوگرایی معاصر منحل میشه ...

ولی نشد ... 

این پروانه گم کرده راه ٬ شیش دنگ حواسمو تصاحب کرده ؛ ترس و دلسوزی و تمرکز و تعجب و کنجکاوی مو بسیج کرده ٬ منو از مجاز به حقیقت ببرند ... 

باید دید حرف حسابش چیه ... اصلا دردش چیه که این قدر بی تابی میکنه .. 

 کسی چه میدونه شاید بهانه سحر هایی که رفتن و گرفته ... !!

خداحافظ ...

حیف ...

روزه داشت ,  روزهای روزمرگیها مونو نوید میداد :

                                          اندکی صبر سحر نزدیک است !

مشق سحر ....

عطر ابوحمزه ....

تازه داشتیم پیله ها مونو میدیدیم

تازه داشتیم  لذت بیخودی مزمزه می کردیم

تازه داشتیم زبان راز و نیاز می خواندیم

تازه داشتیم لذت و لذیذ میشناختیم

تازه داشتیم ادرس خانه دوست وبلد میشید یم ... 

 

و باز به رسم همیشگی ٬ ناگهان چه زود دیر میشود ....!!