-
باغ ارغوان
یکشنبه 4 آبانماه سال 1393 00:38
نمیدانم چطور سر از قزوین و دانشگاه بین المللی اش در آوردم، همه اش تقصیر این بودای درون باشد به گمانم . اگر وقت شود فردا یک باغ ارغوان در منزلگاه آن امام زاده بالای کوه گوش دهم چه شود!! ----------------------------------- بیا ای دل از اینجا پر بگیریم ره کاشانه دیگر بگیریم
-
ساده
یکشنبه 27 مهرماه سال 1393 01:06
اینقدر توی سر این سیستم بیچاره زدم و بی مهری کردم و به عطسه و سرفه های گاه و بیگاهش بی اعتنایی کردم که بلاخره مرگ مغزی گرفت. از جمیع مومنین و مومنات التماس دعای عاجل دارم ، اگر این رفیق تو سری خور چند ساله ام بیدار نگردد زندگی علمی یک ساله اخیرم به طرفه العینی برباد خواهد رفت. از وقتی دکتر گفته بایداستراحت کنم کشفیدم...
-
تاریخ معاصر من
شنبه 19 مهرماه سال 1393 16:58
سه شبانه روز نت نداشتیم، حس خفگی و عقب ماندگی داشتم. استاد راهنما از من راضی بود اما من اصلن از او راضی نیستم؛ کلن در تقدیر من روزی راهنمایی پایین است؛ باید جان بکنم تا برسم؛ آنقدر تا به اینجا جان کندم که عادتم شده همه چی را سخت و صعب ببینم حتی ... هم اتاقی های این ترمم همه ریاضی اند؛ همچین که به درس خواندن شروع می...
-
خدای حلیم
جمعه 11 مهرماه سال 1393 03:13
بودای درونم در این سفر بیچاره ام کرد بس که بیخ گوشم خواند«حالا نمی میری دست افتاده ای را بگیری ». ماشالله به برکت وضعیت گل و بلبل ما دست بلند و پای افتاده هم که اصلن وجود ندارد!! قربانت شوم خدا، خودت که میدانی چقدر این بودای کوچکم را دوست میدارم و تحویلش می گیرم، گله ای نیست به خودت قسم اما یک چیز را بگو بدانم؛ چطور...
-
سلام
سهشنبه 25 شهریورماه سال 1393 23:53
رندان سلامت می کنند جان را غلامت می کنند
-
تامل
دوشنبه 24 شهریورماه سال 1393 23:53
مدتی است ذهنم درگیر شخصیت و منش « جغد شوم نا آرامی ها اکراین» و «محرک فتنه های جهانی» برنار هنری لویی است. فیلسوف اکتیویتیست فرانسوی که نسبت به خیلی از تحولات جهانی موضع دارد. از حوادث اروپا گرفته تا اتفاقات عجیب اندر غریب خاورمیانه. شاید اولین بار که ذهنم معطوف به کارکردهای فلسفه شد سالها پیش سر کلاس استاد میم بود،...
-
چشمها را باید شست ....
یکشنبه 23 شهریورماه سال 1393 02:50
وضعیت هست و باید ما هم قصه ای دارد در خور تامل و درد حالا که فکرش را می کنم. در حوزه مباحث اخلاقی وقتی بین اخلاق، عرف و زیبایی شناسی، به عنوان سه منبع مهم هنجار گذار تعارض پیش بیاید اولویت با اخلاق است . اگر این ترجیح را یک بایدِ مهم عقل عملی بدانیم،مشخص می شود «هستِ » ما خیلی با این «باید» فاصله دارد. می بینی خلق...
-
تنهایی
جمعه 21 شهریورماه سال 1393 02:11
آدمی موجودی تنهاست، جمع و در میان جماعت بودن تنهایی اش را از بین نمی برد صرفا خاطر تنهایی را از او می گیرد، تنهایی را خیلی جاها می شود حس کرد؛ شب های امتحان، پشت در جلسات مصاحبه، وقتی دردمندی و محکوم به دردی جسمی یا دردی مگو هستی، وقتی حقیقتی تلخ یا شیرین را می فهمی که فهماندنی نیست یا آدمش نیست که با او در میان...
-
مجرم
چهارشنبه 12 شهریورماه سال 1393 01:06
اخیرا واقعیت به من تفهیم اتهام کرده است من مجرمم یک مجرم خطرناک من متهم به فکر کردنم و محکوم به سکوت همان خفه شدن منصفانه است از دید یک شهر خواب!! ------------------------------ پ. ن : داعش دوره تعلمیات اسلامی اجباری برای معلمین و اساتید کل حیطه خلافت اسلامی گذاشته و دستور حذف فلسفه و هنر و ... را از برنامه درسی مراکز...
-
انگور
دوشنبه 3 شهریورماه سال 1393 01:52
چند روز قبل اینجا جشن اعتراضی انگور داشتیم، میگن هفتاد نوع انگور در هرات شناسایی شده و در حال حاضر سی نوع برداشت می شود. انگور لعل هرات را که در دهان بگذاری ناخود آگاه سر از مولانا درمیاری. ----------- زخاک من اگر گندم برآید از آن گر نان پزی، مستی فزاید مرا حق از می عشق آفریده است هم آن عشقم اگر مرگم بساید منم مستی و...
-
فصل دوم آوارگی
شنبه 25 مردادماه سال 1393 01:44
امروز وسط یک مجلس کاملا زنانه گیر کردم؛ نه یک ساعت، دو ساعت که نزدیک هفت ساعت. اصلن هم به روی خودم نیاوردم آخر عاقبت این وقت سوزی ها چه بر سر پایان یک پایان نامه نویس خواهد آورد؛ فقط مشاهده کردم؛ یک، دو، سه، چهار، شایدم و پنج ، بله، با جمع کوچک پنج نسل از زنان هراتی الاصلِ تمام عمر ساکن هرات در آمیختم بی آنکه متجاوز...
-
واقعه
شنبه 11 مردادماه سال 1393 15:26
باغ ارغوان نوستالوژی پریشانی ، گنبد مینا نوستالوژی حیرت، ارغوان نوستالوژی جنون، دودعود نوستالوزی پرواز، چرا رفتی نوستالوزی بغض. ----------------- بعد مدتها تفکیک حافظه امروز به فکر بازیابی حافظه جانبی ام افتادم که نوستالوژی باران شدم، سنخ نوستالوژیک زدگی من از اوناست که گذشته رو تمام بعدی به حال میاره. گذشته ای که...
-
لذت مامان بزرگیانه
یکشنبه 5 مردادماه سال 1393 19:17
کلن خواندن و شنیدن خبر ظرفیت میخواد و فکر کنم من هیچگاه این ظرفیتو پیدا نکنم، دم غروب خسته و بی حوصله سری به فیس می زنی که باز هم صحنه های جنگ و کشت و کشتار روانتو بهم میریزه. این روزا سخت سرگرم اندازه گیری خیر و شر عالمم، امروز دیگه نزدیک بود پا در جبهه جی. ال. مکی بگذارم که دم غروب مامان بزرگ نازمو بشقاب به دست دیدم...
-
غرقاطی
سهشنبه 17 تیرماه سال 1393 16:33
غمخوار من به خانه غمها خوش آمدی با من به جمع مردم تنها خوش آمدی بین جماعتی که مرا سنگ می زنند می بینمت، برای تماشا خوش آمدی راه نجات از شب گیسوی دوست نیست ای من به آخرین شب دنیا خوش آمدی پایان ماجرای دل و عشق روشن است ای قایق شکسته به دریا خوش امدی با برف پیری ام سخنی غیر از این نبود منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی ای...
-
درد
دوشنبه 26 خردادماه سال 1393 01:07
به طرف اس احوال پرسی مهرآمیز رسیده، طرف اصرار دارد اینرا حمل بر چشمداشت اون طرف دیگر بنماید، میگم جان من! این بنده خدا تا بحال چند اس به تو داده؟ می گوید این دومینش است، میگم اولین اسش چشمداشتانه بود؟ میگوید: نه، میگم جدی؟ میگوید: بله ، به او خیره میشم و او خنده اش می گیرد. به طرف اس می رسه کی برمی گردی فلان جا؟ می...
-
چوپان
دوشنبه 19 خردادماه سال 1393 01:58
چوپان جونم کامنتی گذاشته برای پست چهارمحال حیفم آمد فقط خودم بخوانمش. چوپان جان خداییش من حاضرم ما بقی عمرم چوپان یک گله چهارتایی درحاشیه تالاب جغاخور بشم هااااا بشرطی که گوسفندها حسرت یک کمای متافیزیکی در اون دشت سرسبز رو به دلم نگذران و نی نواختن جرم نباشد و چوپانی شب های دشت زیر نور جوانی های ماه از من دریغ نشود و...
-
در حاشیه تحصیل
دوشنبه 12 خردادماه سال 1393 02:26
دو روز است اینترنت خوابگاه به قول بر بچه ها فری شده است و استفاده از آن نیاز به اکانت ندارد. آقا بیا ببین چه می کنند این بربچه های فرهیخته دراین دو روز!!!! نهضت دانلودینگ راه انداخته اند چه جوووووور!! به یکی از این بلعیده شدگان لپ تاپ برخوردار از نت رایگان همه جور نامحدود گفتم: صد و ده آسمان الانه که سر برسه هااااا......
-
گیجی
جمعه 9 خردادماه سال 1393 21:44
به پشت سر نگاه کن! خودت دست تکان می دهد این زلزله نرم، آخر دامن تو را هم گرفت باید خو گرفت با این غریبه ی مقدر از این تقلای روان بگذر هیچ خطی با آه زنده نمی شود باید گیجی را سر کشید بر معبدِ یادهای سبز
-
سفرنامه چهارمحال و بختیاری
دوشنبه 5 خردادماه سال 1393 11:39
نه که مخالف تکنولوژی باشم، نه، ولی گاهی دوری از تکنولوژی و عجین شدن با طبیعت هم تجربه ی پر توشه ای میتواند باشد. گرچه فرار از این سلطه مسلم دیگر تقریبا از محالات است و حضور تنهایی کش واتس آپ، سرک کشیدنهای اس ام اسی گاه و بیگاه، فرصت سوزیهای چشمهای چند پیکسلی و سکوت کشی حنجره های باندی حتی در دورترین روستاهای چهارمحال...
-
تو ترجمان جهانی بگو چه میبینی
شنبه 3 خردادماه سال 1393 12:43
در آن گلوله آتش گرفته ای که دل است و باد می بردش سو به سو چه میبینی
-
کرامات خوابگاهی
سهشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1393 19:23
خوبی هفته خوابگاهها صرف نظر از بسته هایش که ای کاش از فرهنگی به اقتصادی تبدیل شوند در تلنگرهای ارزیابانه ای است که تو را از خودت می کشد بیرون و نگاهت را معطوف به بازتاب های بیرونی ات می سازد؛ بهتره خیلی مقدمه رو کش ندم و برم سر اصل مطلب، اصلش اینه که اتاق ما نمونه شناخته شد و جالبیتش اینه که بعد یک سال اقامت دراین...
-
دیدها
جمعه 26 اردیبهشتماه سال 1393 23:23
این چند وقته کودکی مدام میان خوابهایم می چرخد، سرگردانی اش را کم و مبهم حس میکنم، یک وقتایی از روز به فکرش می افتم و به بودنش و چرا بودنش در کل و برای من بودنش بالخصوص می اندیشم. هرچند تقلایم برای پیداکردن آن افق دور و خیلی دوری که مدام از نگاه نرم و سنگینش چکه میکند به جایی نمیرسد اما شیرین است.... اصلا انگار خودش،...
-
تجربه با طعم ژله
شنبه 20 اردیبهشتماه سال 1393 20:13
معطوف بودن به ... ، خیلی مهمه، آنقدر که ممکنه یک روز تمام بی وقفه همه سالن ها و انتشاراتی های مطرح رو رصد کنی ولی چشمت به کتابی فلسفی نیافته یا موفق به خرید حتی یک کتاب فلسفی نشوی. این بار فقط فرصتم را صرف رفع سوء تغذیه گروه مطالعات کردم تا شرمنده بانوان پژوهنده مان که با هیچِ بزرگ ظرفیت های پژوهشی جامعه زنان مهاجر...
-
مثال ما و مثال افلاطون
چهارشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1393 16:24
چند شب قبل، سرجلسه پرسش و پاسخ دانشجویان با مسولین دانشگاه، پیش خودم یک چشم غره اساسی به روح پاک مثال افلاطون رفتم و حقیقتا به ریش شکاکانی که هشتصد صفحه تاریخ فلسفه را از قیل و قالهای بی جاشون پر کردند، خندیدم....والله بعد عمری حقیقت گردی، حقایقی بارزتر از سروصدای مفرط محیط خوابگاه، کمبود فضای مطالعه مناسب، کم سوادی...
-
تپه پیمایی
شنبه 6 اردیبهشتماه سال 1393 21:00
نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست... غروب دعوت شدم کوهنوردی، تپه نوردی در اطراف خوابگاه. حتی مستوری ستاره ها هم مانع از این نبودند که در ناز طبیعت بهاری غرق شوی... آییییییی که چقدر هوای این جا متفاوت است با حال سالن مطالعه..... همچین که نفس آسمان به رویت می پاشد «اماته» و « احیاء» الهی را بالعیان شهود میکنی، نمیدانم از کدام...
-
شب - سکوت- نت
شنبه 6 اردیبهشتماه سال 1393 02:19
خدایا!! میدانی جهم دنیایت چیست؟ اینکه محتاج جرعه ای سکوت و خلوت باشی اما گرفتار کرور کرور «زبان» شوی.... قربانت شوم تو که میدانستی سهم من از زندگی همهمه است چرا فلسفه را در کاسه ام ریختی!؟ تصور کن رفته ای مهمانی، در طول نیم الی یک ساعتی که با میزبان ارتباط برقرارکرده ای ده - پانزده مرتبه زنگ در یا جیغ نوزاد صاحب خانه...
-
سلام -خداحافظ
پنجشنبه 28 فروردینماه سال 1393 02:25
وگراین قفس را به هم شکنم تاکجابرد بال خسته مرا خداحافظی اینبار امیرحسین حجم متفاوتی داشت. درک مفهوم فراق، التفاتش را به واقعه خداحافظی بیشتر کرده بود.... ساعتهاست در دلی کوچک با تجربه های بزرگ جامانده ام. براستی که غم دلهای کوچک برای دلهای بزرگی سخت است.
-
جان نا شکیبا
جمعه 22 فروردینماه سال 1393 00:18
نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست ندیدی جانم از غم ناشکیباست
-
فراموشی
جمعه 15 فروردینماه سال 1393 01:43
وقتی دچار «فراموشی» می شوی فرق «بودن» و «داشتن» را بیش از هر زمان دیگر فهم خواهی کرد. ---------------- برنامه ریختیم فردا بعد رای دهی جمیعا بریم بیرون شهر که مادر خروج از منزل جز برای رای دهی را تحریم کرد. شاید سنسورهای مادرانه نسبت به انواع بمب های صوتی، تصویری و صوتی -تصویری یک کمی خیلی بیش از حد حساس باشند اما دل...
-
ادامه ماجرا
شنبه 24 اسفندماه سال 1392 03:28
یک نتیجه گیری: حوزه معنایی اخدان؟ کار مستند علمی دراین باره نشده و منابع کافی هم وجود ندارد و برخی از منابع مربوط به روابط جنسی عرب زمان نزول مثل مناکحه العرب که به درد حل این مسئله می خورد مفقود شده است. نسبت میان اخدان و دوستی دو جنس؟ با توجه به اشاره ای که در این دو آیه به مسئله پرداخت مهریه و زنا شده است می توان...