-
خانه تکانی
دوشنبه 8 مهرماه سال 1392 15:25
قهر تو بازتاب خانه تکانی های پی در پی من است تهی شده ام خودت را رو می کنی؟
-
انسان
دوشنبه 8 مهرماه سال 1392 01:48
داشتم با یک به اصطلاح بزرگ از دردی که دامنگیر برخی ازماست می گفتم، از تعصب های کور و دگم هایی که مبتلاییم و نمی گذارد تن به گفتگوی موثردهیم و اندیشه هامان را بارور بسازیم. خوب گوش داد و راه حل برایم ارائه نمود؛رجوع به حَکَم، شاید آقای ایکس یا ایگرگ که اهل فضلند و حرفشان مرجعیت!! دارد. احساس بشدت خنگول بودن(به قول بچه...
-
هوای گریه
پنجشنبه 4 مهرماه سال 1392 01:25
خوش و ناخوش هردو دریک هوا جمع اند؛ هوای گریه .
-
!!
شنبه 30 شهریورماه سال 1392 01:27
زن بودن، بزرگترین محدودیت.
-
نیلوفر
چهارشنبه 27 شهریورماه سال 1392 02:00
ازمرز خوابم می گذشتم، سایه ی تاریک یک نیلوفر روی همه این ویرانه فرو افتاده بود. کدامین باد بی پروا دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟ درپس درهای شیشه ای رویاها، هرجا که من گوشه ای ازخودم را مرده بودم یک نیلوفر روییده بود. گویی او لحظه لحظه درتهی من می ریخت و من درصدای شکفتن او لحظه لحظه خودم را می مردم. نیلوفر...
-
نشان
چهارشنبه 20 شهریورماه سال 1392 02:03
مهمانان امشب ما بس که خورده بودند رغبت شام ما را نداشتند، بهتره بگم جا برای شام ما نداشتند. تمام مدت ذهنم سمت شکم های گرسنه ای بود که دراین شهر دیده نمی شوند. گاهی دیدن گرسنگی و گرسنه ها عادتمان می شود، از درد، دردمان نمی آید. آیا این نشانِ یک بیماری انسانی درما نیست؟
-
انتخاب
یکشنبه 17 شهریورماه سال 1392 01:41
بی جاذبه، انتخاب اجبارمی شود.
-
بیداد
چهارشنبه 6 شهریورماه سال 1392 00:07
• چند روز پیش درنشستی فرهنگی نوبت به بحث از مساله زنان رسید. ازآنجا که گویی مهر این حوزه به پیشانی جمع ما خورده، فرصتی برای اظهارنظر دراختیارم گذاشتند. مباحث متنوعی مطرح کردم و ازجمله درخلال صحبتم، نام شخصیتی را بردم که به مذاق سیاسی رجال مجلس خوش نیامد. دیشب یکی از آقایان که من بدایه الی نهایه ی صحبتم درمجلس حضورداشت...
-
شعرانه
یکشنبه 3 شهریورماه سال 1392 11:52
نه تو میمانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی ... به حباب نگران لب یک رود قسم ، و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت، غصه هم می گذرد ... آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ... لحظه ها عریانند ، به تن لحظه ی خود ، جامه ی اندوه مپوشان ... هرگـز ...
-
زندگی اصیل
سهشنبه 15 مردادماه سال 1392 15:21
• مدتی است سیستم بلاگ اسکای بهم ریخته است و برخی از برنامه هایش ازجمله بخش پاسخ به نظرات اجرا نمی شود ازاین رو بابت عدم پاسخگویی به نظرات دوستان عذرخواهی میکنم. دارم به اسباب کشی به یک خانه دیگر می اندیشم تاخدا چه خواهد. • درنوشته های استاد ملکیان غوطه ور بودم، این تیکه نظرم را جلب کرد. شاید خیلی ها با هایدگر درمورد...
-
آخرین قدر
چهارشنبه 9 مردادماه سال 1392 01:51
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند// نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
-
مرگ اندیشی
دوشنبه 7 مردادماه سال 1392 01:53
آنوقت ها که خام تجربه زندگی، غرق «تجرید الاعتقاد» خواجه و پیچ های پر درد سرِ الهیات بمعنی الاخص فلسفه اسلامی بودم، ازمنظری غیرهمدلانه به سرنوشت مردگان می نگریستم. آنها را از گذشته شان تبعید می کردم به یک دادگاه بزرگ، و تنها دردی که درآنها تشخیص می دادم درد محاسبه بود. اما از وقتی که زندگی هم می کنم مساله مردگان درنظرم...
-
یک پستِ سیاسی
سهشنبه 1 مردادماه سال 1392 00:14
سرتاج عزیز، سیاستمدار پاکستانی، دیروز آمده است کابل تا بگوید ما به طالبان کمک نمی کنیم. دروغی دراین حد تابلو با آن همه سند و مدرکی که جامعه جهانی ازاین مداخله و کمک رسانی دردست دارد نوبراست بخدا. دریکی از مهمانی های رمضانی با کتاب« ماموریت سقوط»؛ (گزارش لحظه به لحظه ی تیم سازمان سیای آمریکا درافغانستان برای براندازی...
-
آستانه مندی
پنجشنبه 27 تیرماه سال 1392 01:33
آدمها موجوداتی آستانه مند هستند؛ آستانه تحمل، آستانه ادب ورزی، آستانه مهرورزی، آستانه کمک رسانی، آستانه فهم و ... برای همین هیچ انسانی نمی تواند آرامت کند، هیچ انسانی نمی تواند اشباعت کند، هیچ انسانی نمی تواند بی نیازت کند. امام حسین ع راست می فرمود : خدایا! « ماذا وجد من فقدک»*. این جمله خیلی ژرف و عمیق است اگر آنرا...
-
رمضان
چهارشنبه 19 تیرماه سال 1392 01:54
خانواده بهم پیوسته و صمیمی دنیایی از محاسن دارد تنها بدی اش این است که فرصتِ برای خودت بودن را از تو می گیرد بس که هضم در دیگری می شوی. جمع میان خود و دیگری مهارت خاصی است که باید کسب کرد. رمضان به نظرم بزرگترین تنوعی است که میشود در برنامه یک زندگی پویا طراحی و جا داد؛ تک تک لحظاتش بافهم عجین است؛ فهم دارایی های...
-
بوی جوی مولیان آید همی ...
یکشنبه 9 تیرماه سال 1392 00:43
یکی از دوستان از زنان فعال فرهنگی- سیاسی کشور می گفت که دراثر مراوده با ان جوهای خارجی مستقردرکشور بعضا تغییراتی کرده اند، مثلا پوشش یا حد و حدود و نیز کیفیت حضورشان دراجتماع فرق کرده است و مطالبات جدیدی پیداکرده اند و بعد نتیجه گرفت که غرب زده شده اند. با قضاوتهایی از این دست زیاد برخورد کرده ام که سریع به صرف...
-
برداشت
پنجشنبه 6 تیرماه سال 1392 02:22
یک: خانم علاسوند درکتاب زن دراسلام می گوید:«مادری باعث رشد فضایلی چون حلم و بخشش می شود.». راستش کمی با پذیرش این قضیه مشکل دارم: اگر روحیه مراقبت گری و حب مادربه فرزند را غریزی بدانیم باید بپذیریم بخش زیادی از رفتار مادرانه تحت تاثیر فرمان غریزه هدایت می شود. این یعنی اختیار، نقش اصلی را بازی نمی کند و مادر به فرمان...
-
قطره
شنبه 1 تیرماه سال 1392 16:02
بعد مدتها تبعید تحصیلی در خوابگاهی پرت و دورافتاده از فک فامیل و دوستان و آشنایان، اعتراف میکنم قدرت مدیریت همه چی را ازدست دادم. هراتیها مردم عجیبی هستند؛ بغچه بغچه سنت و ادب و رسم بیخود دارند که عمرا اگر یک سربه هوای گریزان از جبر و حرف زور، بتواند ازپس حفظ و رعایتشان برآید. گفتیم خیرسرمان مثل یک انسان فرهنگی برخورد...
-
راز
چهارشنبه 29 خردادماه سال 1392 00:52
گابریل مارسل می گوید رازها فراتراز ما نیستند بلکه حقایقی فراگیرنده ما هستند. درجهان راز زدایی شده رازها دیگر دربرگیرنده ما نیستند بلکه دربرابرما قراردارند و همین امر پرسش و پرسشگری را موجب می شود. بنظرم شاید هیچ چیز به اندازه تکثر و مواجهه با جهان های مختلف، نتواند جهان راز آلود ما را به لرزه درآورد و رازها را به...
-
تعبد
پنجشنبه 23 خردادماه سال 1392 23:22
«تعبد امری است خلاف فطرت انسان سلیم. استدلال فرد تعبد گرا این است که مثلا وقتی شخصی می گوید الف، ب است، درذکردلیلش می گوید چون ایکس گفته که الف، ب است. این شیوه استدلال، تعبدگرایانه است. تعبدگرایی به این معنا خلاف عقل سلیم و فطرت پاک است. حال که چنین است باید به حداقل تعبد اکتفا کرد. یعنی تعبد را تاحد امکان کمترکرد....
-
مبعث
پنجشنبه 16 خردادماه سال 1392 22:23
مبعث بیشتر ازهمه مناسبت های دینی - مذهبی مجذوبم می کند، همچین که به درونش می لغزی سرشارازبهت می شوی؛ بی نهایتی دوسره حیرانت می سازد،ازآن حیرتها!!! دریک سر، غیبِ بی نهایت یا بی نهایتِ غیب را می بینی، در سوی دیگر، بی نهایت، ظهورِ آن غیبِ بی نهایت را. طفلی این انسان ضعیف و نحیف، تکلیفش را با چه میدانهایی که نباید روشن...
-
دل
چهارشنبه 8 خردادماه سال 1392 02:46
یادم هست یک بار ازبزرگی پرسیدم دل بزرگتراست یاعقل؟ حالا دستگیرم شده است راست می گفت و من نباید حتی شک کنم که دل به مراتب بزرگتراز عقل است. چه حجتی محکم تر از اینکه دل تمام دلایل عقل را به طرفه العینی خلع سلاح می نماید. مطمانم نبض حرکت هستی در دست دل است. حالا تو هی بگو علم و پیشرفت های علمی، عقل، اندیشه و فضل و فخر و...
-
سوی آن سلطان خوبان الرحیل
دوشنبه 6 خردادماه سال 1392 00:07
امیرالمومنین(ع): «آه من قله الزاد و طول الطریق و بعد السفر و عظیم المورد.» آه از کمی توشه و درازی راه و دوری سفر و سختی ورودگاه.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 2 خردادماه سال 1392 02:13
صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد!
-
اخلاق باور
یکشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1392 01:38
استاد ملکیان: «اگر عقیده ای اظهار شد و برای آن دلیل هم اقامه شد و من هم به عنوان مخالف آن عقیده نتوانستم اظهار کننده را مجاب بکنم، نمیتوانم از او انتظار رفتاری مخالف آن عقیده را داشته باشم. وقتی من میتوانم از مخاطب خودم انتظار داشته باشم که مطابق عقیده من رفتار بکند، که توانسته باشم این عقیده خودم را مستدل به دلیلی...
-
خدای خوش ذوق
جمعه 27 اردیبهشتماه سال 1392 03:57
دیروز و امروزم صرف همایش بین المللی فلسفه حقوق زن شد، دیروز صبح تاشب فقط گوش دادم، هی بدک نبود اما ازاون چنگ ها به دل نمی زد. خداییش اگر دست من باشد آئین نامه برگزاری همایش می نویسم توووپ؛ یک بنام خدا بعدش برو سراصل مطلب... والله عصر، عصرسرعته. درسته نهضت درستایش آهستگی راه افتاده اما خب خطبه خوانی و تبریک و تشکرگویی...
-
یک تامل
سهشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1392 02:46
به عنوان یک حلزون خانه بدوش، طی این همه سفر جورواجور و حشر و نشر با طیف های مختلفی ازخانمها و مسائل و مشکلاتشان و پس ازچندین سال جر و بحث با دوستان مطالعات زنان درباب مسائل زنان و خانواده و آشنایی با نگاههای فمینیستی و اضافه کنم لمس کوه عظیم مشکلات دختران دانشجوی خوابگاهی و غیرخوابگاهی، یک گزاره، مدام و مدام در ذهنم...
-
باغ ارغوان
سهشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1392 03:34
شهربانو گریه را ضعف زنانه می داند، به خود آموزش داده گریه نکند و مرد باشد... میترسم ازاین کتابهای پرحرف و به قول مستور، نادان.... خدای من! این چه کاری است بانو! ... میدانی! یک وقت هایی آدم نیاز دارد جایی درگوشه موشه های شب پیداکند، حل درباغ ارغوان فقط ببارد... آی مرا نه سر نه سامون آفریدند پریشونم پریشون آفریدند آی آی...
-
تعلق
یکشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1392 16:21
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA با بچه ها رفتیم لرستان. بی تعلق رفتم، با انبوهی تعلق برگشتم. ما آدمهای درگیر با سوالات و نیازهای مدرن، بدجور به شرق پشت کرده ایم، بدجور هوای نو شدن گرفتدمان، فضای مدرن، نبض نیازسنجی مان را در دست گرفته، می برد هرجا که خاطر خواه اوست؛ کسی چه می داند شاید ناکجا آبادی که معلوم...
-
هستانه
سهشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1392 01:01
گفت: تجربه های خاص چیزی که برای اولین بار با او مواجه میشوی حس غریبی در آدم میافریند و ذخیره این حس از ذخیره محتوای آن تجربه با ارزش تر است مثل تجربه دوران عاشقی مثل خواندن کتاب آهستگی و حسی که میافریند مثل درکی که ناگهان از حضرت ابالفضل ایجاد می شود حس کوچکی در برابر بسیار بزرگی یک ادم یک تجربه ناب این حس ها از...