-
لاک
دوشنبه 26 فروردینماه سال 1392 02:33
لطفی کن و بیرون نکش از لاک خودم بانوی غزل، رفته که دق مرگ شود مدتها ازدوست غزل و حال و قالهای شیرین، بی خبربودم، به لطف ام بهاریا ام ثمر یا ام سمن یا ام صبا ؛همان اندرونی خودما ن با او کانکت شدم. نفس های شعرانه اش هوایی را درمن قلقلک داد که زیرآوار ترم و واحد و مقاله و ترجمه های زمخت، معلول گشته بود. ازدرس و کتاب و...
-
حافظه های مقدس
جمعه 23 فروردینماه سال 1392 15:42
بعضی «حقیقت» را طوطی وار حفظ می کنند، لقمان حکیم هم گیرشان بیافتد ازنقدکور این حافظه های مقدس ایمن نخواهد بود. سرما خورده باشی ملت با ماسک سراغت می آیند، وبا یا طاعون یا جذام بگیری قرنطینه ات می کنند. یک وقت هایی هست خودت، بله، خود خودت جذام می شوی، یعنی خوره، اینجا دیگر به ملت حق بده نخواهند ریختت راهم ببینند... زینب...
-
میله گل سرخ 2
سهشنبه 20 فروردینماه سال 1392 00:19
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA دوستی ازمن درخواست موسیقی اصیل افغانستانی کرده بود. درصدد اجابت درخواستش برآمدم وهموطنی گفت چنین گفت: مگرموسیقی افغانستانی هم ارزش معرفی دارد و الحق که مرا سخت متاسف ساخت. حقیقت اینست نگاه دینی گاه نقش تیغ اکام را درسطح فرهنگ ملی ما بازی میکند منظورم اینست که ما گاهی برمسند...
-
میله گل سرخ
شنبه 17 فروردینماه سال 1392 23:37
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA مهدی درفضای نقاشی مدرن به حذف مرزها در اثرهنری می اندیشد، آثارش تورا با نوعی عدم تعین روبرو می سازند که به همه برداشت ها روی خوش نشان میدهد، فضایی که نرم نرمک این روزها دراین جمع و جماعت حس می شود... شبکه های رادیویی ویژه جوانان، دختران، پسران، خانواده و نیز شبکه های...
-
عطش !
یکشنبه 27 اسفندماه سال 1391 01:09
قشنگ ترین تکاپو، تقلای آب دراوج تشنگی است. سالی سرشارازتشنگی برایتان آرزومندم. ------------------- تا بازگشت از هرات خدانگهدار.
-
تازه وارد 2
پنجشنبه 24 اسفندماه سال 1391 00:05
جنبه ادبیات «تازه وارد» را نداشتم سرازاورژانس و سرم و ... درآوردم.... Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA درنگارش این پست، خوف این می رود مستحق برداشت های کلیشه ای مربوط به جنس دوم شوم؛ اینکه زنان را چه به تجربه فضاهای جدی، همان بهتر که بروند وبشورند و بپزند و....نمی دانم... شاید اینطورباشد اما مایلم بنویسم به...
-
تازه وارد
جمعه 18 اسفندماه سال 1391 04:28
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA مدتی است رویه بحثی منحصر به فرد و زبان بعضا، عمیقا !! روح خراش تازه واردی بنام کامکاس، واکنش های متفاوتی را درمیان حلقه مجازی مان برانگیخته است؛ازموعظه اخلاقی و دعوت به رعایت منطق بحث گرفته تا واکنش های سلبی. کامکاس انطورکه درکامنت هایش پیداست باآشنایی و تسلط کامل به فضای بحث...
-
بگو بگو که فغانت کنم ....
یکشنبه 13 اسفندماه سال 1391 01:10
1- میتوانستم با یک عذرخواهی بی خرج، یک دقیقه وقت کلاس بچه ها رابگیرم و مقاله را تحویل استاد دهم و بعدش بروم پی کارم اما هرچقدر با خودم کلنجار رفتم وجدانم اجازه نداد، می ترسیدم درست وسط مقدمات و نتیجه استاد سبزشوم، می ترسیدم مثل صدایی دلخراش، درست وسط انتقال ذهن دانشجویان به یک فهم عمیق سبزشوم . صبرکردم استاد ازکلاس...
-
چادر
چهارشنبه 9 اسفندماه سال 1391 01:07
کل کلاس زبان امروز به تحلیل های فلسفی گذشت، آنقدر که حاشیه کلاس را هم دربرگرفت. استاد که از گاردگیری بچه های کلاس ملول گشته بود به اندک جنبه ای که درمن و رفیق پیداکرده بود پناهنده شد. لبریز از حرفها و یافته های مگو بود، نظریه فطرت، نظام سیاسی، آیات غیرقابل هضم درقرآن ، مساله نجات و سعادت غیرشیعیان و غیرمسلمانان و ......
-
مرز
جمعه 4 اسفندماه سال 1391 02:28
بعضی تجربه ها گردبادند؛ واردشان بشوی زیر و رویت می کنند، قدری که دست و پا زنی تازه دستگیرت می شود مرزانسان تا کجاست؟ آیا انسان موجودی پیش بینی پذیراست؟ اصلا دردرون قاعده گل یا پوچ جای می گیرد؟
-
فیس بوک
شنبه 28 بهمنماه سال 1391 02:18
روزی نیست که پیام دعوت به فیض بوک دریافت نکنم. روزی نیست کسی از راه برسه و نپرسه ادرست کو، مستفیض بشیم. روزی نیست گوشه کناربحث های رایج، به منبع فیس بوک ارجاع داده نشوم. چندی قبل یکی از بچه ها عضوم کرد اما مثل تجارب عضویت قبلی پسورد را فراموش کردم، دلیلش هم اینست که نه وقتش را دارم نه فیلترشکن. فیلترشدن فیس بوک مرا به...
-
خانواده
چهارشنبه 25 بهمنماه سال 1391 01:53
دو سه سال قبل سمیناری شرکت کردم درباب تاثیر رسانه برخانواده، یادمه نود درصد سخنرانی ها براثرات مخرب آن تاکید داشتند. اگرآن سمیناریک بار دیگر برگزار شود مقاله ای خواهم داشت درتاثیرات مثبت رسانه برخانواده های آواره. جنگ، ناامنی، زندگی، درس و چیزهای دیگر مرتب مارا به عنوان یک خانواده هراتی ازهم دورمی کنند اما فضای مجازی...
-
تاب گیسو
شنبه 21 بهمنماه سال 1391 11:49
تو مو می بینی و من پیچش مو ! ------------ پ . ن 1: مثل برده های فرعون، عرق ریزان بارو بندیل واقعیتت را بردوش گذاشته، از کوچه های قاعده، نفس نفس زنان حرکت می کنی، به نقطه هدف نرسیده می بینی فلانی از دیوارجسارت درست روی نقطه هدف فرود آمد. دهانت بازمی ماند، قاعده ها را مرور می کنی، بله، واقعا نظردیگری دارند ولی پس...
-
کیش به همین سادگی
یکشنبه 15 بهمنماه سال 1391 14:29
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA یک: به مدد تعلیمات حسابی خانم معلم اول دبستانم و کلی مکتب خوانی و مکتب دانی و زیروروکردن دستگاههای منطقی نو وکهنه، اخیرا برای یکی که اززندگی اش می نالید و آنرا متوقف شده می پنداشت، ثابت کردم اتفاقا فی الحال، دارد زندگی میکند(؛ ناله+خنده=زندگی) و باید بجای ناله از ناله( یا...
-
tell
پنجشنبه 12 بهمنماه سال 1391 02:01
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 8 بهمنماه سال 1391 01:35
باورکن! اغلب مرزغیبت و حضور را گم میکنم بس که ...
-
اسباب بازی
جمعه 29 دیماه سال 1391 02:30
درجستجوی سوغاتی درخواستی امیرحسین یک روز تمام قم گردی کردم، سرازکجاها که درنیاوردم، این کانون پرورش فکری کودکان، نمی دانم کجایش کودکانه است که بزرگترها هم ازمحصولاتش سردرنمی اورند، مثل اینکه چاره ای نیست برای خاله بودن هم که شده باید یک چند ترمی اسباب بازی شناسی بگذرانم، شاید اگرجنگ می گذاشت بچگی کنیم امروز درتشخیص...
-
پوچ
دوشنبه 25 دیماه سال 1391 01:19
بعضی پوچ ها را تا نچشی دورشان نمی اندازی...
-
اخلاق غایب
دوشنبه 18 دیماه سال 1391 18:22
خیلی ازاساتید، واقعا استادند اما استادپرورنیستند، خیلی از محققین، واقعا محقق اند اما محقق پرورنیستند. شاید تصورشان اینست اگربرای تحقیق و کارعلمی فردی شان وقت بگذارند نتیجه اش بهتر و بیشترازوقت گذاشتن برای نیرو پروری است. شاید تصورشان این است ارضاء عطش یادگیری یا حتی تعدد آثارعلمی بیشتر و بهتر برایشان وجاهت اجتماعی می...
-
هیاهو
چهارشنبه 13 دیماه سال 1391 23:12
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA ضرب المثل ها هم می میرند؛ خیلی وقت است که دیگرعمر«چهاردیواری اختیاری» به سرآمده. فکرش را بکن ازاول ترم یک چهاردیواری داشتم که دیوارراستش بدست باکفایت شرکت اتوبوسرانی و تاکسیرانی و نمکی و سبزی فروش و آب شیرین فروش و میوه فروش تخریب شد، دیوار مقابلش با جلز و ولز قیمه، قورمه و...
-
واو مثل ...
یکشنبه 10 دیماه سال 1391 01:37
ازسرویس جاماندم، ازسلف جاماندم، ازکلاس جاماندم ولی خب روزخوبی بود. گفتم: آخی ... بلاخره تمام شد این چرخه کلاس روی و کلاس دوی مدام ... گفت: خوش بحال خانمهای صرفا خانه دار، نه دغدغه پروژه دارند، نه کابوس امتحان، نه غصه تافل، نه استرس ارتقاء رتبه و ... گفتم: راستی خانم وزیز ازچرخه این فشارمضاعف رهاشد. یک چیزدیگر هم گفتم:...
-
بی قرار
سهشنبه 5 دیماه سال 1391 01:04
«آن نی خشکم که برلبهای نوازشگر ناپیدای تو که قصه فراق را درمن می نوازی به غربت خویش پی بردم.» و اکنون نه دراین عالم، که درخویشتن قرار ندارم. و نه درزیستن که دربودن خویش نمی گنجم، که جامه ی تنگ خویشتنم. * دکتر علی شریعتی
-
لطف
شنبه 2 دیماه سال 1391 01:20
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA به سوسوی ترانه های بی سویم قسم دستی، مدام، این کلاف سردرگم را درخویش می پیچد سمت نگاهم را نبند که بی پرواز فسیل می شوم
-
ضمیمه ای بر زخم نادیده تهمینه میلانی
سهشنبه 28 آذرماه سال 1391 10:20
کامنتی برای خواب نما: خشونت نگاه آلوده استادی است که بهای نمره دانشجورا نه تلاش و استحقاق علمی بلکه میزان خدمات جنسی اش قرارمیدهد. خشونت یعنی ترس از حریم شکنی های احتمالی چشمهای هرزه درمیدان حضوراجتماعی زنی که میخواهد حضوری پاک را تجربه کند. خشونت وقتی عمق پیدا میکند که زن بیچاره حتی انوقت هم که توانمندیهای انسانی اش...
-
بلا تکلیف
جمعه 17 آذرماه سال 1391 02:25
آدمیزاد عجب موجود عجیبی است، شب و روز برای عالم و آدم تکلیف تعیین می کند اما به خودش که می رسد بلاتکلیف ترین موجود عالم است. راستی چرا؟ آیا چون فاصله گرفتن ازخود، مشکل است یا چون تکلیف از بلاتکلیفی سخت تراست!؟ و ... امروز درمیان قفسه ها، قرون وسطی را دیدم، فرتوت و خاک خورده اما مغرور و پرمدعا. روی دیدن دیگری را نداشت،...
-
تعطیلات
شنبه 11 آذرماه سال 1391 01:01
دلتنگم و دیدارتو درمان من است بی رنگ رخت زمانه زندان من است --------------------------- امیرحسین آبله مرغان ( تا بحال این کلمه را ننوشته بودم ) گرفته، یک هفته است که مدرسه نرفته. مفهوم تعطیلات، از روزهای پنجشنبه و جمعه که سرویس مدرسه دنبالش نمی آید و کلاس و درس برقرارنیست درذهنش شکل گرفته. هرجمعه، اس می دهد چرا نمی...
-
مادر - منبر
یکشنبه 5 آذرماه سال 1391 16:56
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA کودکان شهر امروزفقط حسین می نوشند! --------------------------- عزاداری درجمع شیرخواره ها صفایی دارد که نگو و نپرس، یکی نرم و معصوم روی زانوی مادر خوابش برده، یکی عشق می کند با سربند یا ابالفضلش، یکی درلباس مشکی چنان گلوله نمک شده است که دلت میخواهد قورتش دهی، دیگری که کنجکاوی...
-
آزادی و تنبلی
جمعه 3 آذرماه سال 1391 04:27
این روزها فرصت آزاد بین کلاس مکافات، شروع می کنم به مرور محتوای بردهای دانشگاه. تقریبا یک برد درمیان بحث حجاب و تبلیغ حجاب خود نمایی میکند. برخی شان چنان توهین آمیزند که اگر یکی ازهمان به اصطلاح بدحجابها می بودم و گذرم به این نوشته جات می افتاد ازلج هم که شده قید همان حجاب بد را هم می زدم. عنوان « تنبلانه ترین جمله...
-
اشک
دوشنبه 29 آبانماه سال 1391 01:05
هم اتاقی اجازه نمی دهد این روزهای عاشورایی شعر بخوانم، می گویم جان هرکس دوست داری رفیقت را ازقاعده مستثنی بدار که حیات شادی و غمش شعرانه است خصوص این ماهها و روزها که سیستم آکادمیک، روحش را به غل و زنجیرمفاهیم کور بسته است حسابی. درمعادلات قدرت که وارد میشوم همه اش کم می آورم، ساختارهای بشدت مردانه بهترین بهانه اند...
-
جنگ
جمعه 26 آبانماه سال 1391 01:54
یکی ازپنج همسفرگفت: راستی عجب آدمهایی بودیم ما، چطور می رفتیم جنگ!؟ دومی گفت: می دونی چرا الان حاضر نیستیم بریم جنگ، بخاطر پول، این ثروت فکرجنگ را ازسرمان بیرون کرده.