...

جمعه 7 اسفند‌ماه سال 1394

غمگینم

عمیقا غمگینم

بغضی به وسعت ناراستی هایی دارم که نمیدانم از کجا در پیاله مان ریخته شده

از وقتی فهمیدم بچه های معصوم مان کالای زندگی بی جنگ را به بهای استخر مختلط و عقب نشینی از باورهای ریز و درشتشان به چنگ آورده اند غمگینم.

ترسم از این است آخرین تیر را که رها کردیم  از این «ما»، جز « من» ی  یکه در برابر «تو»یی نا آشنا چیزی دیگر نماند.


نظرات (4)
خیلی از سایتتون خوشم اومد موضوعاتشو متنوع ترکنین بهتره

از ته دل خیلی دوست دارم شما هم به من سر بزنید
5618
ای بابا ، فکر کردم حالا چی شده! دندون ادبیات طوفانی رمانتیک گذاشتی رو حلقوم ما که چی؟ استخر مختلط ؟! اووووه . کی میدونه، شاید این استخر برای ما اقیانوسه ، برای اونا برکه س! والا بخدا .
پاسخ:
فک می کنید ما و اوناییم که تو این قضایا تصمیم گیرنده ایم؟!
سلام دکتر....منم غمگینم از اینکه به خاطر این زندگی تفکیکی، مجبور بشم همه باورهام رو زیر سوال ببرم و شک کنم.
پاسخ:
سلام دکتر...
تو حالا بیا با هم حرف میزنیم
سلام مشکل اینه که اگه از این ور بوم بیفتیم هیچ تضمینی نیست که از اون طرفش نیوفتیم!!
این سخن امام علی ع الان بدجور وصف حال ماست به این مضمون که اگر افراط کنید تفریط بر شما محتوم خواهد شد!
حالا خوبه اونجا علنی است. در تهران استخرهای مختلط مخفی فراوان است بنا به اخبار واصله
وحتی کسی میگفت سر شیوع چشم گیر وجود استخر در معماری الان تهران ربطی به مساله رفاه ندارد بیشتر به تمایلات سرخورده ربط دارد!
اون امت وسط که میگفتند نمیدونم چی شده
پاسخ:
سلام بانو
راه وسط را خوب امدید.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد